۵ مهر
مهر
با روزنامه و چندتا کاغذپاره و یه چسب افتاده بودن به جون این پنجره ها، کیفهایشان از پشت شیشه پیدا بود ، یادم نبود کلاسا شروع شده و خورشید مهمان ناخوانده ای بود سر کلاسشون. صداهای آوازشون شنیده میشد و قمری هایی که آن نزدیکی ها یواشکی گوش وایساده بودند…



