۷ دی
شادی از ته دلی
آن وقت ها که بچه تر بودم و سن کمی حدود هفت یا هشت سال داشتم هر موقع توی مدرسه نمره بیستی یا صدآفرینی و چیزهای از این قبیل می گرفتم راه بین مدرسه تا خانه برایم خیلی طولانی می شد، دوست داشتم پرواز کنم همه راه را . اون حس خیلی زیبا بود الان شاید سالهاست تجربه اش نکردم ، سالهای سال که دیگه فراموش کردم اون حال و هوا رو ، این روزها شاید تنها چیزی که از خدا می خوام فقط همان شادی کودکانه است شاید واقعاً بهش نیاز دارم…
پ.ن : کاش میتونستم این غیبتهای طولانیم رو موجه کنم!!!



