۱۶ بهمن
من در یک حساب سرانگشتی
تعداد کفشهایی که داشتم:۳۸ . تعداد شلوارهایی که پاره کردم:۴۶ . تعداد پیراهن:۶۲ . دندانهایی که کشیدم :۲ . سیب هایی که با پوست گاز زدم ، قرمز : ۱۴۵۲، سبز: ۱۸۴۰ . تعداد استخوانهایم که شکسته :۰ . تعداد در رفتگی انگشت، دست:۶، پا:۴ . تعداد کوفتگی در پا:۱۶ . تعداد سیگارهایی که کشیدم :۰ . تعداد مورچه هایی که با پا له کردم: ۲۱۴۳ . تعداد مگسهایی که با دست کشتم: ۵۳۴ . تعداد سوسکهایی که با دمپایی کشتم: ۱۰۱۷ . تعداد دروغهایی که گفتم:۱۹۰۲ . تعداد دروغهایی که شنیدم: ۱۸۷۵۰ . تعداد دفعاتی که از خواب پریدم: ۲۱ . تعداد گل هایی که زدم ، گل کوچیک:۶۲، گل بزرگ: ۱۷۷ . تعداد دعواهایی که کردم: ۳۴ . تعداد توهین هایی که به من شده:۱۸۸ . توهین هایی که من کردم: ۱۶۲ . تعداد خنده هایی که کردم : ۴۳۲۵۵ . تعداد گریه ها : ۶۲۱۲ . تعداد بوسه هایی که دادم: ۲۱۷۷ . تعداد بوسه هایی که گرفتم: ۱۷۵۲ . تعداد تعارفهایی که تکه پاره کردم : ۴۳۶۵۲ . تعداد تعارفهایی که به من کردند ۳۸۰۷۴ . دفعاتی که هل شدم : ۳۱۶ . دفعاتی که خجالت کشیدم: ۲۳۵ . دفعاتی که سرخ شدم:۱۲ . تعداد گنجشکهایی که با تیرو کمان زدم: ۲ . تعداد دوست دخترهایی که داشتم: ۳ . تعداد شکست های عشقی: ۱ . تعداد نمازهایی که خواندم : ۱۰۴۱ . نمازهایی که قضا کردم : ۴۵۲۳ . نمازهایی که قبول هستند : ۹۴ . روزه هایی که خوردم : ۵۰ . تعداد آرزوهایی که داشتم: ۱۴ . آرزوهایی که برآورده شده اند : ۳ . آرزوهایی که برآورده خواهند شد: ۴ . تعداد دفعاتی که نا امید شدم : ۳۲ . تعداد معجزه هایی که دیدم : ۰ . دفعاتی که از ته دل فریاد زدم: ۹۸۶۶ . تعداد عطسه ها : ۷۵۲۳ . تعداد سرفه ها : ۱۳۲۴ . تعداد وبلاگهایی که داشتم : ۲ . تعداد خرابکاری هایی که کردم ، خرابکاریهای گنده:۶ ، قابل تحمل: ۱۹ .تعداد جوجه هایی که تو آب خفه کردم: ۶ . مسافتی که راه رفتم، به کیلومتر : ۴۵۶۰۳۰۲۲۰۶۶ . تعداد بارهایی که با خودم حرف زدم :۸۶۳ . تعداد نمره های زیر دهی : ۰ . تعداد چیزهایی که گم کردم: ۱۶ . تعداد کارهایی که به آخر نرساندم: ۲۷ . تعداد موهای سفید سرم: ۳۶ . تعداد کتابهایی که خواندم : ۱۸۴ . تعداد آهنگهایی که گوش دادم : ۱۳۶۰۱ . تعداد شهرهایی که رفتم : ۲۴ . تعداد ساعت های مچی که داشتم : ۱۲ . تعداد دفعاتی که حرف پدر و مادرم را گوش نکردم : ۶۲۳۰ . تعداد زمانی که حرفهایم را خوردم : ۸۳۴ . دفعاتی که دچار برق گرفتگی شدم : ۱ . تعداد تلفن های اشتباه : ۳۶ . تعداد پله هایی که بالا رفتم : ۶۳۵۱ . تعداد پله هایی که پایین رفتم : ۶۳۵۱ . تعداد مقام های جهانی که کسب کردم : ۰ . تعداد ثانیه ای که نفسم را حبس کردم :۴۳ . ساعتهایی که از اینترنت استفاده کردم :۲۳۵۱۲۵ . تعداد بارهایی که قابلمه آش را توی کله دختر همسایه ریختم : ۱ . تعداد دفعاتی که فراموش کردم :۱۲۲ . تعداد خواب هایی که دیدم : ۴۲۶۳ . تعداد دفعاتی که به دنیا آمدم : ۱ . دفعاتی که با کله خوردم زمین : ۲ . تعداد حلقه های ازدواج که دستم کردم : ۰ . تعداد شک و تردید هایی که داشتم : ۲۶۳ . تعداد شیشه هایی که با توپ شکستم : ۱۱ .




بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۰ ب.ظ
تعداد دفعاتی که حرفهات رو خوردی به نسبت من خیلی کم بوده… واسه من حتماً تا الآن یه عدد چهار پنج رقمی درست و حسابی شده!
[پاسخ]
پیمان پاسخ داد تاريخ بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ ۶:۵۵ ب.ظ:
البته من فکر می کردم من خیلی حرفامو می خورم، مثل اینکه رودست خوردم…
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۹ ق.ظ
***
این ها را همه از خودت گفتی اما ذره ای تو را نشناختم که عمق آدمی را با حساب و کتاب نمی توان شناخت !
***
Elham
***
[پاسخ]
پیمان پاسخ داد تاريخ بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ ۶:۵۷ ب.ظ:
البته که نمیشه شناخت، اینا صرفاً برای شناخت آدمی هیچ وقت کافی نیست.
[پاسخ]
بهمن ۱۷م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۶ ب.ظ
ایده خیلی دوست داشتنی بود
من رو یاد یک داستان کوتاه انداخت که توش فردی همه عمرشو صرف شمردن چیزهایی که روی زمین اتفاقی پیدا می کرد، کرد و اون وخ ده برابر اون چیزای زیبایی رو که می تونست با نگاه سر بالا و دور و بر ببینه از دست داد … البته صرف این چرتکه انداختن شبیه لود نه محتوا
برام جالب بود فکرت چون مواردی که انتخاب کردی انقدر عادی هستن که دیده تنی شن و آدم رو یه صرافت می ندازن یه نگاهی به خودش بندازه ببینه خودش چند تا ازین ها یا حتی تجربه های دیگه رو داشته …. و با همه اینها باز هم خودشو نشناسه
اینها به کنار، تکلیف آدم با چیزهایی غیر قابل شمارش وجودش چیه ؟
[پاسخ]
پیمان پاسخ داد تاريخ بهمن ۱۸م, ۱۳۸۸ ۶:۱۱ ب.ظ:
راستش خیلی چیزا رو هم جا انداختم و بعضی هاشونو هم به قول خودت قابل شمارش نبود که واقعاً می خواستم اینها رو هم به لیست اضافه کنم. نمیدونم چرا نکردم واقعاً دوست نداشتم سانسور کنم اما کردم.
[پاسخ]
اسفند ۵م, ۱۳۸۸ at ۲:۱۱ ب.ظ
salam
kheyli jaleb bood behetoon tabrik migam ideye khoobi bood
[پاسخ]
پیمان پاسخ داد تاريخ اسفند ۱۱م, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۸ ق.ظ:
ممنونم ، شما لطف دارین.
[پاسخ]